X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 9 اردیبهشت 1387
لوپتو و کارهایش!

۱-لوپتو فردا که بیاد دو هفته است که سعی کرده تغذیه اش اصولی باشه همراه با ورزش!خودشو کاملا محدود به برنامه رژیم نکرده و هر روز غذائیو که موجود بوده میل کرده اما خوب به میزان کم.حالا بره رو ترازو ببینه چه کرده.تا هفته پیش که دو کیلو کم کرده بود!امیدواره طی هفته اخیر جبران نشده باشه!دو سری هم مهمون داشته و بالطبع غذای کمی تا قسمتی چرب میل کرده البته تو مهمونی شام دوم دیگه رغبتی به خوردن غذای چربش نداشت و شام نخورد.در ضمن خیلی شرافتمندانه شیرینی نخورده حتی یه دونه!

۲-لوپتو قربونش برم اصلا و ابدا سراغ زبان نرفته،نه از نوع کتابیش نه از نوع کلاسیش!اونوقت پررو پررو می خواد به جائی برسه.آخه بگو با این زبان الکن کجا به سلامتی؟می دونه اگه اینو هم مث ورزش جدی شروع کنه میذاره پشتش،اما کی؟الله اعلم!

۳-لوپتو جمعه دلو زد به دریا و یکی دو تا چیز خرید!کلا یه اخلاقای گندی تو خرید داره.اول اینکه باید کل شهرو بگرده مبادا جائی مال بهتری باشه و اون از کفش بده!دوما حالا وقتی هم می خره اکثرا روش به دیوار مث ...پشیمون می شه که کاش اینو نخریده بود،کاش اونو خریده بود،کاش اونجا رو هم سر زده بود و ...خلاصه اول به دنبال یافتن کفشی مناسب پاهای مبارک که دم به دقیقه مشکلات دارن رفت بازار کویتی ها که خوب تعطیل بود.بعد به خرسی پشمالو پیشنهاد داد سر راه بره هفت تیر.همین جوری شاید تو اون همه مانتو بی ریخت چیزی برازنده اش(؟) پیدا کنه.خلاصه رفتن و پشمالو جون غر زد که چقد از پروسه خرید مانتو بدش میاد!لوپتو هم در دل گفت میرم مانتوفروشی همیشگی اگه چیزی یکم نظرمو جلب کرد می خرم.چون اصولا به تجربه ثابت شده هر وقت چیزیو دیده پسندیده و نخریده جای دیگه هم چیز مالی ندیده و نهایتا برگشته رفته سراغ همون جای اول.خوب چه مرضیه همون اول این کارو می کردی.خلاصه لوپتو در کمال ناامیدی بین مدلای اجق وجق مانتو چرخ می زد تا اینکه دو مدل ساده رو دید و واسه پرو رفت.هر دو ساده اما به تن لوپتو برازنده بود و بسیار مناسب محل کار.لوپتو اصولا چند سالی دنبال یه همچین تیپ مانتوهای ساده بود اما نمی یافت!به خصوص جنس خنک و نازک.خلاصه بعد کلی سر خرسی رو بردن که کدوم بهتره کدوم شیکتره کدوم رنگش کدوم سایزش کدوم کوفت...به توصیه خرسی هر دو تا رو برداشت اونم با قیمت مناسب.آخه روز قبلش یه جا تو میرداماد مانتو ساده و زشتی رو سوال کرده بود اونم گفت ۳۸۵۰۰!لوپتو هم تو این قیمتا سیر می کرد.اما اونجا هر کدوم رو ۲۱۵۰۰ خریده بود!مفتتتتتتت!خلاصه با این خرید یکم لب و لوچه آویزونش شکل بهتری به خود گرفت.آخه همیشه وقتی چیزی میخواد و یافت می نکند اعصابش به هم می ریزه،لباش آویزون می شه و بی نهایت به دل پشمالو غر می زنه.و همه ماجرا رو کلا می اندازه گردن خرسی پشمالوی معصوم!بعد که کمی شنگول گشت به خرسی پیشنهاد داد برن سمت تجریش و تندیس و این حرفا.گفت جهنم و ضرر.کتونی خوشگلی دیدم می خرم دیگه.خلاصه رفتن همانا و تو اولین مغازه Clarks گیر افتادن همان.حالا لوپتو کلا قید Clarks رو زده بود چون کفشای زنونه خوبی توش پیدا نکرده بود.خلاصه ماجرا دو جفت کفش Clarks شد واسه خرسی و لوپتو!(از آب گل آلود ماهی گرفتن خرسی رو دارین که)یکی دو روز اول که کفشه پای لوپتو رو اذیت می کرد رسما قاط زده بود که اینهمه پولو داده واسه یه گالش بی ریخت که جهنم بی ریختیش راحتم نیست خیر سرش.اما امروز یکم بهتره و سعی می کنه خودشو با این خرید نوبرانه اش دلداری بده!دلشم رفته تو این کتونیای خوش بر و رو که از دست داده شون.عذاب وجدان داره که اینبارم بخواد کفشرو بذاره خاک بخوره.آخه پارسال بعد کلی گشت و گذار یه Adidas خرید اما لعنتی نه اینکه یه کم کوچیک بود بدجوری پاشو اذیت می کرد ونهایتا ۸۰۰۰۰ تومان ناقابل را دودستی بخشید به خواهر جان!اصولا هم لوپتو آدم دست و دل باز و لارجیه!خلاصه دعا کنید واسه لوپتو که با این کفشه کنار بیاد.

۴-لوپتو کلی هم از لاغر شدن و سایز کم کردنش ذوق مرگ شد وقتی دو تا از شلواراشو که طی ماههای اخیر واسش تنگ شده بودن پوشید و دید می رن بالا و رو کمر مشکل ندارن.قریب به یقین شلوار جینی رو هم که دیده بود و کمی واسش تنگ بود الان می تونه بره بخره.شگفت انگیز اینکه این تغییر سایز در عرض یک هفته حاصل شده بود.نتیجه این شادی گرفتن روحیه ای بود که باعث شد لوپتو پنج شنبه بخواد شام بره بیرون که البته شامش جالب انگیزناک نبود.

۵-لوپتو دیشب هم هوس کرد شام بره بیرون پیتزا بخوره که بعد از تردمیل رفتن و رو به موت شدن و به همراه اون احساس سیری که بهش دست داد قیدشو زد و زودتر از همیشه خوابید.نتیجه save شدن مقادیری پول زبان بسته،پیشگیری از چربی سازی و قبراقی امروز سر کار به دلیل خواب مبسوط شب گذشته شده!

۶-لوپتو باید بره یه جلسه مزخرف که خودش ترتیب داده و دیگه نباید بنویسه قاعدتا.

پ.ن.دقایقی پیش واسه لوپتو بستنی آوردن که میل نمی کنه.اینم در راستای پیشگیری از پروسه چربی سازی بدن!